نوروز مهرافزا
سـاقی بگـردان بــاده را مــا را ز خـود بیگانه کن
هـر روزمـان نـوروز کـن دلهـای مـا مستـانه کن
شـادی عطـا کن بـر همه بـا لطف بـیپـایان خود
وانگـه جهــان تــار را روشن بــه یک پیمـانه کن
بی تو دل و جان تیره شد هـر لحظه در زنجیر غم
آتش ز مهـرت بـرفـروز جــانهای مـا پـروانه کن
بَـرکَـن حجاب از چشم مـا شورِطلب در جان فکن
چهـره گشا در ملـک دل چـون عاشقان دیوانه کن
تـا کی بـه دام خویشتن سـرگشتهی میـدان عقل
نـور حقیقت بـرفشـان ایـن مـا و مـن افسـانه کن
گمگشته در اندیشههـا حیـران در ایـن دشت فنـا
برخوان به کوی عشق خود با خویشتن همخانه کن
عید است و مـا در کوی تـو با شوق دیدار تو مست
نـوری ببخش و بـزم مـا بـا مهر خـود شاهـانه کن
علیرضا نوربخش
22 اسفند 1403 خورشیدی، 12 مارس 2025، لندن