تـجـــريــد

از: دکتر عليرضا نوربخش

ترجمه: صفورا نوربخش

       "وابستگي" به دنيا ذهنيّتي است که مانع آزاد شدن از بند روابط، خواست‌ها، مالکيّت‌ها، ترس‌ها، رأي‌ها و نظرها مي‌شود. در مقابل "تجريد"، يا بريدن از دنيا، نگرشي است براي آزاد شدن از اين بندها، که به آدمي اجازه مي‌دهد بدون احساس ندامت يا افسوس و بدون تحريف ناشي از توجّه دايم به وابستگي‌ها در دنيا عمل کند. مثال فراگيري از وابستگي، توجّه و تلاش ما براي ثروت‌اندوزي است. نياز ما به پول براي رفع احتياجات بنيادي خود و ديگران از خورد و خوراک و لباس گرفته تا مَسکن، امري مسلّم است. اما هنگامي‌که وراي احتياجات خود، ثروت‌اندوزي مي‌کنيم و پي در پي در آرزوي پول و ثروت بيشتري هستيم و در هراس از دست دادن پول يا نداشتن پول کافي، به ثروت‌مان وابستگي پيدا مي‌کنيم، در نتيجه افکار و رفتارمان آلوده‌ي اين نگراني‌ها مي‌شود.

       بيشتر طريقت‌هاي معنوي در تعليمات خود، اغلب در مورد وابستگي به دنيا به آدميان هشدار مي‌دهند و از نتيجه‌ي مُهلک وابستگي به آن پرده برمي‌دارند. در تعليمات بودا، وابستگي به رنج منتهي مي‌شود، چرا که بسياري از آرزوها و خواسته‌هاي ما غير قابل دسترسي است .....

ادامه ...

نطرات نويسندگان اين ستون الزاماً مورد تاييد خانقاه و صوفيان نعمت‌اللهي نيست

.

متون تصوف در زبان چيني

از: دكتر ساچيكومورآتا

     از پيامبر اسلام روايت است: "اطلبوالعلم ولو بالصين". به طلب دانش برويد، حتي در چين. درحالي‌كه در زمان قديم مسلمانان ساكن چين به منظور كسب دانش بايد به ايران سفر مي‌كردند، يا آن‌كه حداقل از متون و تاليفات فارسي استفاده مي‌نمودند. مقارن با ابتداي تاريخ اسلام، دين اسلام به سرزمين چين وارد گرديد؛ هرچند تا قبل از قرن چهارم هجري (10 ميلادي) مدارك و مستندات قاطعي در اين‌باره موجود نيست. هم‌چنين روشن نيست كه دليل حضور اسلام در چين بيشتر به مناسبت مهاجرت گروهي از مسلمانان به آن ديار بوده است، يا گرويدن چينيان به اسلام؟ در هر صورت بسياري از مسلمانان مهاجر چنان با بوميان چيني در هم آميختند .....

ادامه ...

  • پايه‌گذاري اصطلاحات عرفا و صوفيه

    دکتر جواد نوربخش

         فرهنگ چندين هزار ساله‌ي ايرانيان آريايي توأم با مي و مطرب و رقص و پايکوبي و شادي و در حقيقت فرهنگ عشق بود.

         ايرانيان چون با فرهنگ عرب برخورد کردند، از ابراز فرهنگ ديرينه‌ي خود ممنوع شدند. براي اين‌که فرهنگ خود را حفظ کنند، آن را در اشعار خود زنده نگاه داشتند. گرچه بعضي از عرفا و شعرا مانند خيّام و حافظ با مي و مطرب بيگانه نشدند و در خلوت به آن روي مي‌آوردند، به کار بردن الفاظ باده و مستي و ميخانه از سوي صوفيان در اشعار خود رونق بسزايي يافت و سروده‌هايي را که فاقد آن بود دوست نمي‌داشتند. اين مسأله باعث شد، صوفياني که با مي و مطرب سروکار نداشتند، در اشعار خود آن‌ها را به کار برند و با الهام از فرهنگ خسرواني و باورهاي باستاني، براي تبرئه‌ي خود و پيشينيان، معاني ثانوي ....

    ادامه ...




منتشر شد      
انگلیسی -   اسپانیایی -   روسی -   آلمانی -   استرالیا -   سوئدی -   ایتالیایی -   فرانسوی -   بلغارستانی -   اکراینی -   نیوزیلندی -   هلندی -   لهستانی -   کانادا -   بوستون آمریکا -   چک
ویکی پدیا سلسله نعمت اللهی -   ویکی پدیا جواد نوربخش
کلیه حقوق و مطالب این سایت متعلق به سلسله نعمت اللهی می باشد. استفاده و نشر مطالب آن با ذکر منبع آزاد می باشد