تـجـــريــد

از: دکتر عليرضا نوربخش

ترجمه: صفورا نوربخش

       "وابستگي" به دنيا ذهنيّتي است که مانع آزاد شدن از بند روابط، خواست‌ها، مالکيّت‌ها، ترس‌ها، رأي‌ها و نظرها مي‌شود. در مقابل "تجريد"، يا بريدن از دنيا، نگرشي است براي آزاد شدن از اين بندها، که به آدمي اجازه مي‌دهد بدون احساس ندامت يا افسوس و بدون تحريف ناشي از توجّه دايم به وابستگي‌ها در دنيا عمل کند. مثال فراگيري از وابستگي، توجّه و تلاش ما براي ثروت‌اندوزي است. نياز ما به پول براي رفع احتياجات بنيادي خود و ديگران از خورد و خوراک و لباس گرفته تا مَسکن، امري مسلّم است. اما هنگامي‌که وراي احتياجات خود، ثروت‌اندوزي مي‌کنيم و پي در پي در آرزوي پول و ثروت بيشتري هستيم و در هراس از دست دادن پول يا نداشتن پول کافي، به ثروت‌مان وابستگي پيدا مي‌کنيم، در نتيجه افکار و رفتارمان آلوده‌ي اين نگراني‌ها مي‌شود.

       بيشتر طريقت‌هاي معنوي در تعليمات خود، اغلب در مورد وابستگي به دنيا به آدميان هشدار مي‌دهند و از نتيجه‌ي مُهلک وابستگي به آن پرده برمي‌دارند. در تعليمات بودا، وابستگي به رنج منتهي مي‌شود، چرا که بسياري از آرزوها و خواسته‌هاي ما غير قابل دسترسي است .....

ادامه ...

دلم گرفته برايت

.

 به سينه مي‌زَنَدم سر، دلي كه كرده هوايت

دلي كه كرده هواي كرشمه‌هاي صدايت

نه يوسفم، نه سياوش، به نفس كشتن و پرهيز

كه آورَد دلم اي دوست! تاب وسوسه‌هايت

ترا ز جرگه‌ي انبوهِ خاطراتِ قديمي

برون كشيده‌ام و دل نهاده‌ام به صفايت

تو سخت و دير به دست آمدي مرا و عجب نيست

نمي‌كنم اگر اي دوست، سهل و زود، رَهايت

گره به كار من افتاده است از غم غربت

كجاست چابكي دست‌هاي عُقده‌گشايت؟

به كِبرِ شعر مَبينم كه تكيه داده به افلاك

به خاكساري دل بين، كه سر نهاده به پايت

"دلم گرفته برايت" زبان ساده‌ي عشق است

سليس و ساده بگويم: دلم گرفته برايت

حسين منزوي

 


  • تصـوّف در عصـر حاضـر

    دکتر جواد نوربخش

           از آنجا که پاره‌يي بي‌خبران تصوراتي بيجا نسبت به مکتب تصوّف دارند، فقير مصلحت چنان ديدم که توضيحاتي دراين‌باره يادآور شوم تا آنان و ديگران را در اين زمينه روشن سازم و بدانند تصوّف ايران با تصوّف هزارسال پيش تفاوت‌هاي زيادي دارد، بلکه روز به روز برحسب مصلحت اجتماع، تکامل‌هايي پيدا کرده است که اينک به شرح آنها مي‌پردازيم:

          1 ـ گوشه‌گيري و انزوا

           در مکتب تصوّف گوشه‌گيري و انزوا محکوم است و همه پيران طريقت کسب و کاري داشته‌اند و هرگز طفيلي اجتماع نبوده‌اند. اما در قديم براي اينکه علماي عوام فريب با تصوّف در خفا و آشکار مخالفت مي‌ورزيدند، بزرگان طريقت هميشه در حال انزوا و فرار بسر مي‌بردند تا از شرّ مردم عوام که به تحريک چنان علمايي که آنان را کافر مي‌شمردند .....

    ادامه ...

انگلیسی -   اسپانیایی -   روسی -   آلمانی -   استرالیا -   سوئدی -   ایتالیایی -   فرانسوی -   بلغارستانی -   اکراینی -   نیوزیلندی -   هلندی -   لهستانی -   کانادا -   بوستون آمریکا -   چک
ویکی پدیا سلسله نعمت اللهی -   ویکی پدیا جواد نوربخش
کلیه حقوق و مطالب این سایت متعلق به سلسله نعمت اللهی می باشد. استفاده و نشر مطالب آن با ذکر منبع آزاد می باشد